شعر نو

خرید بک لینک

آتش و آب و آبرو با هم.

هر سه گشتند. در سفر. همراه.

عهد کردند. هر یکى گم شد.

با نشانى ز خود. شود پیدا.

گفت آتش. به هر کجا دود است.

میتوان یافتن. مرا آنجا.

آب گفتا. نشان من پیداست.

هر کجا باغ هست و سبزه بیا.

آبرو رفت و گوشه اى بگرفت.

گریه سر داد. گریه اى جانکاه.

آتش آن حال دید و حیران شد.

آب. در لرزه شد. ز سر تا پا.

گفتش آتش. که گریه ى تو ز چیست ؟

آب گفتا. بگو نشانه چو ما

آبرو لحظه اى به خویش آمد

دیدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت. محکم مرا نگه دارید

گر شوم گُم نمیشوم پیدا

رهی معیری

اولین جلسه همیاران شورا(بالانج)...

ما را در سایت اولین جلسه همیاران شورا(بالانج) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 4:49

صفحه بندی